نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، شامل تیپهای پیاده و یگانهای زرهی، بر اساس ساختار تاکتیکی خود به پشتیبانی هوایی (نیروی هوایی و هوانیروز) وابسته است. اگرچه طی سالهای اخیر در بالاترین سطوح فرماندهی ارتش تصمیم گرفته شد لشکرهای سنگین به تیپهای سبکتر و واکنش سریع تبدیل شوند، اما در «لجمن» (لبه جلویی منطقه نبرد)، این یگانها همچنان بدون پشتیبانی نزدیک جنگندههای نیروی هوایی، هلیکوپترهای تهاجمی هوانیروز و ستونهای زرهی، کارایی عملیاتی قابل توجهی ندارند.
برای نمونه، اگر نیروی زمینی ارتش در محور بندرعباس-سیرجان و در بیابانهای منطقه «قلاتو» با نیروهای آمریکایی درگیر شود، با توجه به برتری هوایی آمریکا، نبود پوشش مؤثر پدافند هوایی و عدم امکان پشتیبانی مؤثر از سوی جنگندههای نیروی هوایی (فانتومها) و هلیکوپترهای هوانیروز (کبراها)، یگانهای پیاده و زرهی با تلفات بسیار سنگینی روبهرو خواهند شد.
البته این به آن معنا نیست که پیشروی برای نیروهای آمریکایی آسان یا بدون هزینه خواهد بود. زمین، فاصله خطوط تدارکاتی، مقاومت نیروهای مدافع و ضربات نامتقارن میتواند عملیات را برای هر نیروی مهاجم دشوار و پرهزینه کند. اما برای نیروهای زمینی که بدون برتری یا پشتیبانی هوایی در محورهای اصلی نبرد وارد عمل شوند، چنین اقدامی عملا شتافتن در آغوش عزرائیل است؛ زیرا در برابر مهاجمانی که برتری کامل هوایی دارند، ستونهای زرهی و یگانهای پیاده به اهدافی آسیبپذیر تبدیل میشوند و احتمال تحمل تلفات سنگین بهشدت افزایش مییابد. به عبارت دیگر قبل از درگیری مستقیم پیادهها، جنگنده و پهپادهای آمریکا نیروها را درو میکنند.
اینکه حکومت اقدام به تسلیح نیروهای به اصطلاح «مردم پایه» کرده فراتر از نابود کردن زندگی گروهی شـ.ـهادتطلب به عنوان سیاهی لشکر نیست. جنگ فعلی از همه نظر متفاوت با جنگ هشت ساله با عراق است، بهویژه آنکه بخش بزرگی از مردم ایران از حکومت بریدهاند.