ضرورت هدفگیری ایست‌های بازرسی در جنگ و خیزش‌ها

از نقاط عطف جنگ ۴۰ روزه هدفگیری ایست‌های بازرسی بود زیرا مستقیم خط مقدم سرکوبگران و مزدوران حکومت بودند. آنچه در مراحل بعدی جنگ یا خیزش موثر است، تقویت این رویه است.

مکمل ایست‌های بازرسی، حضور طرفداران حکومت در خیابان‌ها به عنوان سپر انسانی بود. راهکار دیگر برای کاهش تلفات نیروها، علاوه بر استقرار آنها زیر پل‌ها و تونل‌ها، برقراری ایست‌ها نزدیک محل تجمع و عبور و مرور مردم عادی بود که کار اوپراتورها را سخت می‌کرد. در واقع حکومت با آگاهی از اینکه اوپراتورها اخلاق جنگی را برای کاهش تلفات از بین مردم عادی رعایت می‌کنند، مردم را سپر بلای خود کردند.

بین ایست‌های بازرسی و بسیج محلات ارتباط مستقیم برقرار است. همچنین حامیان حکومت نقش اساسی در تأمین تغذیه و جیره غذایی آنها را دارند، لذا اختلال در این زنجیره و شدت گرفتن ضربات به ایست‌های بازرسی نقش اساسی در میدان خواهد داشت.

یکی از تاکتیک‌های سـ.ـپاه و بسیج و انتظامی برای کاهش احتمال هدفگیری ایست‌های بازرسی، جابجایی آنها بود، تا پیش از آنکه محل استقرار در یک خیابان توسط مردم لو برود. بنابراین آنچه برای هدفگیری ایست‌های بازرسی اهمیت دارد سرعت عمل در هدفگیری آنهاست هرچند که در موارد متعدد در جنگ ۴۰ روزه ایست‌های بازرسی هنگام جابه‌جایی هدف قرار گرفتند. همچنین دسترسی مردم به اینترنت می‌تواند در شناسایی محل استقرار آنان کمک کند.